بازتاب یک شک گرا

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جامعه» ثبت شده است

تو یکی از اداره ها منتظر نشسته بودم  که نوبتم برسه ،  در این حین پدر و پسری داشتن با هم صحبت می کردن، پسره تو مایه های 19-20 سال سن داشت و باباش نزدیک 50-55 ، پسر تیپ اسپرتی با آستین بالا زده با یک باند پیچی روی مچ دستش داشت ، باباش تمام موهای سرش سفید بود منتها ابرو های سیاهی داشت با صورتی که هنوز زیر صورتش (غب غب!) شل نشده بود.

  1. پسر : از ساعت 10 اینجا واستادیم ساعت 3 شده هنوز حتی نوبتمونم نشده ،  باجه ی 10 هم که نیم ساعته شماره نمی خونه (کلا دوتا باجه بود که شماره می خوندن  10 و 11)
  2. پدر : فقط بلدن پول بگیرن، موقه ی کار که میرسه ملتو الاف خودشون می کنن
  3. پسر : به نظرت از صب چند نفر اینجا اومدن ؟ 2000 تا میشن ؟
  4. پدر : نه بابا ، چه خبره ، نزدیک 1000 نفر میشن.
  5. پسر : 1000 تا 35 هزار تومن چقدر میشه؟
  6. پدر بدون وقفه  پاسخ می دهد :  سه ملیونو پونصد.
  7. پسر : سه ملیون و پونصد ،  کمه تو یک روز !!؟

 

 دو تا مسئله  تو گفتگوی بالا خود نمایی می کنه ، خط شش ، پدر بجای اینکه بگه 35 میلیون گفت 3 ملیون، که از این می گذریم ولی خط هفتم ، چرا پسر گفت سه ملیونو پونصد کمه ؟!  

در مورد این اصطلاح  و  ریشه ها استفاده از اون  می خوام نظرمو بگم.

من معمولا نمی تونم مسائل رو خوب و موشکافانه توضیح بدم ، پس بجا ی اینکار از روش بمباران مغزی استفاده می کنم.

به نظر من از این جمله معمولا برای تاکید کردن روی یک مسئله و کم کردن انتزاع یک اتفاق یا رفتار استفاده می شه.

 چند تا مثال میزنم .

مثال 1 :  

+ شنیدی 300 نفز تو عراق کشته شدن؟

- آره شندیم ، خب؟

+ خب! 300 نفر مردن ، 300 نفر کمه ؟

مثال دوم :

+ امروز 100 تا شنا زدم (رفتم!)

- جدی! ، راست می گی ؟! 100 تا کم نیستا !!؟

مثال سوم :

+ بابا شنیدی علی هر ماه 6 تومن در میاره.

- شش تومن ! هر چی گفتم دانشگاهو ول کن برو کار کن گوش نکردی ، فقط 26 سالشه ، شش تومن کمه ؟! 26 سال زیاده ؟!

مثال چهارم :

+ امروز با معاون اول رئیس جمهور آمریکا قرار ملاقات داشتم

- چی مصرف کردی ؟ *

* در این مورد به دلیل انتزاع بسیار زیاد و دور بودن امر واقع از رفتار بیان شده از این جمله اسفاده شد.

 

فرض کنید که چند کیسه دارید پر از لغت و جمله های آماده که بعد از کلی زندگی در یک اجتماع  اونها رو دستچین و سازماندهی کردید و در هر شرایطی وابسته به نوع و نیاز شما، از یکی از لغات داخل کیسه استفاده می کنید ، مثلا برای زمانی که می خواید ناراحتی شدید خودتنو اعلام کنید و به شخصی یا چیزی آسیب بزنید از لغات داخل کیسه ی فهش ها (دشنام) استفاده می کنید ، و به همین صورت برای خوب جلوه دادن ، بد جلوه دادن ، خراب کردن ، پیروز بودن و به همین ترتیب برای  بقیه ی حالت های شناخته شده ی انسان .

دوباره می خوام چند تا مثال بزنم :

 

مثال شماره ی یک :

+ داری خیلی تند می ری ، آخرش یه چیزی میشه ها !!

- ایشالا که چیزی نمی شه.

مثال شماره ی دو :

+ این بردیا خیلی آدم بی خودیه اصلا ازش خوشم نمیاد.

مثال شماره ی سه :

+ علی مثل یک شیر پشت گروه وایستاد.

- واقعا مثل یه مرد رفت زندان.

 

من یکم فکر کردم به موضوع  به نظرم جمله ی «سه ملیونو نیم برای یک روز کمه ؟!!» باید از کیسه ی استدلال خارج شده باشه.